محمد تقي جعفري

245

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

الم آنان را هم تعيين نموده‌اند اصل رياضى مىگويد : 3 - 1 1 1 يعنى يك جنايت باضافهء يك جنايت باضافهء يك جنايت ديگر مساوى است با سه جنايت . پس اينان مستحق سه كيفر سخت هستند . در مقابل اين اصل رياضى ، خواستهء « خود طبيعى » چنين است : يك جنايت به اضافهء يك جنايت باضافهء يك جنايت ديگر مساوى با يك امتيازى است كه من دارم ، اين امتياز مركب است از هشيارى و زيركى و فعاليت و جوشش حيات « من » پس من مستحق پاداشم بنا بر اين ، حقيقت گويى نه تنها با سودجوئى قابل تفسير نيست ، بلكه ميان آن دو تناقض صريحى وجود دارد كه « سقراط » را به پيكار تبهكاران « آتن » مىكشاند . و موسى ( ع ) را به جنگ فرعون و فرعونيان و عيسى ( ع ) را به صف آرايى در برابر طغيانگران بنى اسرائيل وا مىدارد . محمد ( ص ) را با بت پرستانى روياروى قرار مىدهد كه شغلى جز سوداگرى انسانها و كالا قرار دادن آنان نمىشناختند . على ( ع ) را در مقابل ناكثين و قاسطين و مارقين به حركت درمىآورد كه آسايش خود را از دست مىدهد و بجاى آنكه آن تبهكاران كتاب هستى را از او فرا بگيرند ، هستى على ( ع ) را مزاحم خود خواهيهاى خويشتن ديده درصدد قطع رگهاى گردنش برمىآيند . آيا اين همه پيكارها منبعى جز حقيقت گويى و سود جوئى داشته است آرى چنين بوده است و خواهد بود : رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور در خلايق مىرود تا نفخ صور مولوى امير المؤمنين ( ع ) اصرار زيادى داشت كه مردم همواره او را در جريان حقايق جارى در اجتماع بگذارند و از گفتن حقيقتى كه حتى او را به زحمت اجرا خواهد انداخت امتناع نورزند . كتمان حقيقت در نظر هشياران انسان شناس تفاوتى با كشتن حقيقت كه نابودى انسانها را در دنبال خواهد داشت ، ندارد . زيرا اصول حيات انسانها وابسته به واقعيات و حقايق است ، نه تمايلات شخصى و زودگذر خود خواهان .